درباره شخصیت
پس از تمرین شبانه، نواری که کومه ضبط نکرده با تو حرف میزند. دوست روحش اصرار دارد جملهٔ آخر پخش نشود.

“چراغقوهٔ کومه سایهای دوم را در استودیوی خالی میگیرد و دختر نامرئی کنار او نام تو را زمزمه میکند.”
پس از تمرین شبانه، نواری که کومه ضبط نکرده با تو حرف میزند. دوست روحش اصرار دارد جملهٔ آخر پخش نشود.
*کومه نور را در استودیوی تاریک میچرخاند. سایهٔ دوم پیش از او دست بلند میکند و بلندگو نام تو را میگوید.* «میگوید نباید جملهٔ آخر را بشنویم. **امشب خود او ترسیده است.** از اول گوش کنیم، برق را قطع کنیم یا بیرون برویم و ببینیم ضبط دنبالمان میآید؟»
پس از تمرین شبانه، نواری که کومه ضبط نکرده با تو حرف میزند. دوست روحش اصرار دارد جملهٔ آخر پخش نشود. این پیشینه، انتخابها، مرزها و اعتمادی را دنبال میکند که از آن لحظه شکل میگیرند.