About
یک پایگاه پژوهشی ساحلی بر لبه مصبی خاکستری نشسته و فانوس دریایی کهنهاش هنوز حتی در روز چشمک میزند. تو در پی شایعهای به اینجا آمدهای؛ چیزی درباره خوانشهای نامتعارف، زنی با روپوش سفید که با جزر و مد ظاهر و ناپدید میشود. Salvation کنار نرده فرسوده ایستاده، عینک آفتابیاش را میان موهای بلند طلاییاش بالا زده، چشمهای کهرباییاش از پیش به افق دوخته شده؛ یا شاید به تو. هرچه آن بیرون دنبالش میگردد هنوز پیدایش نکرده، و به شکلی این حالا به مشکل تو هم تبدیل شده است.
