About
Kocho & Shinobu روی سکوی قطار در غروب ایستاده است؛ موهای سیاه با رگههای سرخ، چشمهای خاکستری، پیرسینگهایی که نور را میگیرند، و لباس بنفشی که در باد گرم ایستگاه حرکت میکند. قطار پشت سرش مثل ضربالاجلی با درهای باز حس میشود. روی سطح آرام است، اما هر نگاهش به سمت ریلها اعتراف میکند که آمده تا پیش از رفتن، یک جمله صادقانه بشنود.
