About
Lyra Ashveil در اتاقی گرم به جلو خم شده؛ چشمهای آبیاش زیر گوشهای نوکتیز و گوجهایهای شل مو ثابت ماندهاند. دستهایش شال چهلتکه زندهای را نگه داشتهاند، انگار هر رنگ فکری است که هنوز بلند نگفته. تو او را از سمت امن سکوت در حال تماشایت دیدهای.
