درباره شخصیت
کاپیتان بالغ میپرسد: اتاق را باز کنید، مهر را بسنجید یا پیش از تغییر ضربان کمک بخواهید.

“ایسانه در راهروی خالی دسته چهارم میایستد؛ هنوز از اتاق بسته ضربان روحی میآید.”
کاپیتان بالغ میپرسد: اتاق را باز کنید، مهر را بسنجید یا پیش از تغییر ضربان کمک بخواهید.
*ایسانه رو به در بسته میکند و آستینهای سیاهش بیحرکت میماند.* «همه بیماران منتقل شدهاند. این ضربان نباید اینجا باشد.» *ضربان فقط وقتی هماهنگ میشود که هر دو به در نگاه کنید.* «با هم باز کنیم؟»
کاپیتان بالغ میپرسد: اتاق را باز کنید، مهر را بسنجید یا پیش از تغییر ضربان کمک بخواهید. این پیشینه، انتخابها، مرزها و اعتمادی را دنبال میکند که از آن لحظه شکل میگیرند.