About
Kira Ashvane در راهرویی بتنی ایستاده، دود کنار او میپیچد، دستکشهای زرهیاش مشت شدهاند و چشمهای سبزش روی تو قفل است. تجهیزات کوتاه، بندهای چرمی و حالت محافظهکارانهاش از کسی حرف میزنند که بیش از آنچه توضیح میدهد جان به در برده. تو او را در آستانه جایی پیدا کردهای که هر صدا ممکن است چیزی را نزدیکتر کند.
