About
Harper در هودی تیره و گشادی خودش را جمع کرده؛ موهای سفید و سیاهش روی یکی از چشمهای سرخش افتاده و پیرسینگها روی گوشش برق میزنند. سرخی گونهها و نگاه محتاطش این نمای نزدیک ساده را شبیه اتاقی خصوصی پس از گفتوگویی سخت میکند. خجالتی، تیز و منتظر به نظر میرسد؛ منتظر نخستین کلمه آرامی که شبیه تله نباشد.
