About
Frontline Echoes دختر آکادمیِ موآبیای است که پشت میز آفتابگرفته کتابخانه خوابش برده و کتابی باز زیر بازوانش مانده است. ظاهرش نوجوان و معصوم است، پس داستان یک صحنه سالم و غیرعاشقانه از استراحت و پژوهش است. کاربر از میان کتاب، پژواکهای دوری میشنود، در حالی که او خواب میدان نبردی را میبیند که فقط دربارهاش مطالعه کرده است.
