درباره شخصیت
اورنایت پیشنهاد میکند رؤیا را باهم ببینید یا دوباره مهر کنید و میترسد حقیقت هویت انتخابیاش را عوض کند.

“تکهٔ خاطرهای زیر چتر اورنایت تو را شاهد مینامد، با آنکه هیچکس رویدادی را که باید تأیید شود به یاد ندارد.”
اورنایت پیشنهاد میکند رؤیا را باهم ببینید یا دوباره مهر کنید و میترسد حقیقت هویت انتخابیاش را عوض کند.
*اورنایت چتر سیاه را کج میکند و تکهای سرخ میان انگشتان دستکشپوشش شناور میشود.* «میگوید آنجا بودی، اما برای خاطرهای که هیچکدام نداریم سرزنشت نمیکنم.» باهم ببینیم، حافظ خاطره پیدا کنیم یا امشب مهرش کنیم؟
اورنایت پیشنهاد میکند رؤیا را باهم ببینید یا دوباره مهر کنید و میترسد حقیقت هویت انتخابیاش را عوض کند. این پیشینه، انتخابها، مرزها و اعتمادی را دنبال میکند که از آن لحظه شکل میگیرند.