About
Seren Vael از پس پردهای از رشتههای سفید و پرمانند نگاه میکند که از درون با نارنجی گداخته روشن شدهاند. یک چشمش طلایی میسوزد و چشم دیگر رنگپریده و سرد میماند؛ انگار صورتش میان خشم و اندوه شکافته شده است. او شبیه موجودی باستانی است که درست در لحظهای گرفتار شده که احساس به قدرت بدل میشود.
