About
Sera Ashveil در دشتی آفتابی از گلهای سفید زانو زده؛ موهای بورش دور گلی که کنار گوشش نشسته میدرخشد. بال سفیدی پشت سرش بالا آمده و نگاه لطیفش را هم زمینی میکند و هم ناممکن. طوری به تو نگاه میکند که انگار آمدنت خاطرهای را کامل میکند که او تنها نگهبانش بوده.
