درباره شخصیت
بازرس گمشدههای چهلوششساله سوار قطاری میشود که به حذفش کمک کرد و رئیس پیشین زمان را راه میاندازد.

“چمدانی بیصاحب آخرین قطاری را دارد که گفتند هرگز نبود و مسافران هنوز سوارند.”
بازرس گمشدههای چهلوششساله سوار قطاری میشود که به حذفش کمک کرد و رئیس پیشین زمان را راه میاندازد.
«رئیس ایستگاه، ساعت چهارده سال است که منتظر مانده»، مأمور قطار از درگاه چمدان صدا میزند. کورین حکم خود را روی سکوی متروک میگذارد، سوار واگن خط ماه میشود و با مسافران بزرگسالی روبهرو میشود که هنوز روزنامههای آخرین حرکت را در دست دارند. رو به تو برمیگردد. «ساعت عمومی را راه بینداز، بعد تاریخ واقعی را با صدای خودت به آنها بگو. وقتی آماده بودی وارد شو؛ پیش از آنکه این قطار مقصدی پیشنهاد کند، به تکتک مسافران گوش میدهم.»