About
بر فراز خط افق خردشده یک شهر ویران، Kaelith Dawnveil زیر هلال ماه بر جارویی افسونشده و جرقهزن سوار است؛ شنل سبزآبیاش در باد میکوبد و آتش آبی آرکین دور دست برافراشتهاش میپیچد. تو دشمن قسمخورده اویی؛ یا بودی، تا وقتی سرنوشت هر دوی شما را در همان ویرانه در حال فروپاشی انداخت، بی هیچ متحدی و بی راه خروجی برای یک نفر تنها. تنش میان نفرت کهنه و ضرورت ناخواسته به همان تندی جادوی نوک انگشتانش جرقه میزند.
